(آوید (خرد و دانش
آمریکابادرسی که ازجنگ ویتنام وعملکرد رسانه ها گرفته بود درجنگ های بعدی سیاست های رسانه ای خودرابازبینی وهدایت کردوازورودخبرنگاران به مناطق جنگی جلوگیری نمود.درسال 1991،درجنگ اول خلیج فارس رسانه های غربی اجازه ی ورودبه خطوط جنگی راپیدا نکردند. درجنگ کوزوونیزناتو هرروزه کنفرانس مطبوعاتی برگزار می کرد ودرآن تصاویر ازقبل تهیه شده راباچارچوب مشخص ومعین دراختیار رسانه ها قرارمی داد.درجنگ افغانستان نیروهای شرکت کننده درجنگ درقبال افکارعمومی دنیا شیوه ی سکوت وضد اطلاعات رادرپیش گرفتند... واقیعت آن است که فرماندهان وسربازان جنگ رسانه ای،استراتژیست های عملیاتی روانی ومتخصصان تبلیغاتی وکارگذاران رسانه ای بین المللی هستند اماسربازان این جنگ،نویسندگان،خبرنگاران، مفسران، تصویربرداران،تولیدکنندگان خبری ومطبوعاتی،کارگردانان،تهیه کنندگان وعکاسان رسانه ها هستندکه سلاح وتجهیزاتشان رادیو، تلویزیون ،اینترنت، ماهواره،خبرگذاز ها،دوربین ها،کاغذوقلم ودستگاه های چاپ ونشر و...است. درپشت صحنه عملیات رسانه ای،سیاست رسانه ای قدرت هاونظام سلطه به مثابه راهبرداین حرکت قرارگرفته است که به صورت رسمی وسازمان یافته اماپنهان با اختصاص بودجه ای سری توسط سازمان های اطلاعاتی وامنیتی وسرویس های جاسوسی وتشکیلات ویژه ی نظامی هدایت می شود.بخش دیگری ازمتولیان ورهبران رسانه ها صاحبان پول وسرمایه های بی حدوحصرخود،جنگ رسانه ای به راه می اندازندوملت هارابرای مصرف کالای خودویاگرایش به سوی خودراهبری می نمایند. فراگیررسانه های جمعی متنوع ومدرن درعصرکنونی که اذهان وافکارمخاطبان دشمن،خودی وبی طرف راهدف قرارداده است، همراه باویژگی دو سویه بودن آن،آثار منفی ومثبت فراوانی رابه دنبال داشته است. بهره گیری نظام سلطه ازابزارها وفنون جنگ رسانه ای درجهت کسب وحفظ منافع به کشف واختراع وساخت ابزارهای فرامدرن منجرشده است؛به گونه ای که طرف های درگیربه جای جنگ سخت ونظامی،به جنگ نرم ورسانه ای وعملیات روانی گرایش پیدا کرداه اندوازابزارهای رسانه ای خودبرای تضعیف کشور هدف وکسب منافع حودازروندتضعیف کشورهااستفاده می کنند. به نظرمن برای نوسازی یک کشورنیازبه توسعه فرهنگی آن است. نوسازی یک کشور زمانی توسعه پیدا میکندکه عنصری بنام انسان داشته باشدوانسان زمانی که زیادشودجامعه را به وجود می آوردجامعه نیزفرهنگ راحفظ میکند.توسعه وافزایش شهرنشینی که لرنربه عنوان نخستین مرحله برای نوسازی به آن اشاره کرده یعنی:ایجاجمعیت مناسب.درواقع بایدیک جانشینی مطلوبی ایجادکردودراین شهرارفراد رابایدپرورش داد ودانایی راگسترش داد.درواقع جمعیت بایدمتناسب باشهرنشینی باشد وجمعیت کاردان ومتخصص باشد.دومین مرحله گسترش سوادآموزی که رابطه مستقیمی بافرهنگ دارد.امادراینجامنظورازسوادساده وابتدایی نسیت بلکه سوادتخصصی است.به نظرمن بایداین سوادهمگانی وفراگیرشود وبه حدی برسدکه جامعه احساس نیاز به افرادمتخصص نکندوهمه تخصصی شوند.سومین مرحله ازنظراین نظریه پرداز افزایش استفاده مردم ازوسایل ارتباط جمعی است:یعنی گسترش هرچیزی که اطلاعات ایجادکند،ازیک کتاب ساده گرفته تا تلویزیون واینترنت.ابزارهاباتوجه به زمان تغییر میکندبراین اساس بایدقبل ازورورد وگسترش وپخش این ابزار،فرهنگ استفاده وآموزش استفاده درست آن راداد.تابه جامعه اطلاعات ودانش درست به جای اطلاعات ودانش آشغال تزریق شود.ازنظرلرنرچهارمین مرحله افزایش میزان مشارکت سیاسی واقتصادی مردم است:به نظرمن چون تک تک افرادجامعه یک کشوررامی سازدپس بایددرتمامی زمینه ها مشارکت داشته باشند درواقع باید همه احساس مسئولیت کنند آن هم نه فقط دریک زمینه بلکه درتمامی زمینه های اقتصادی ،سیاسی فرهنگی،اجتماعی و... به نظرمن برای ایجادتوسعه و نوسازی، جامعه بسته بایدبه جامعه باز تبدیل شود،جامعه که دارای نخبگان فکری است،جامعه ایی که منافع عموم مردم اساس وپایه آن راتشکیل می دهد.جامعه ایی که درآن نقدوجوددارد،درواقع راه توسعه ،پویایی وتحرک است.اماباتمامی این شرایط کشورهابایدخودخواهان توسعه باشند وبایدشرایط برای تغییرفراهم شود. ... رسانه می تواند رسانه می تواند در کوتاه مدت موجب شجاعت و یا ترس همگانی گردد. رسانه می تواند نشان دهنده فقر یا بیچاره گی یک کشور در گسترده جهانی باشد. رسانه می تواند ذهن مردم را آرام و یا دگرگون و در هم بریزد. رسانه می تواند گزارش های دروغ و رویدادهای غیر مستند را هم در میان اخبار درست به خورد آدمیان دهد رسانه می تواند با بستر سازی سیاه، موج های همگانی ایجاد نموده و برای کسانی اسباب رشد یک شبه را فراهم سازد. رسانه می تواند اموری همانند مراسم های سنتی یا بزم های همگانی را کاهش ویا گسترش دهد. رسانه می تواند در کوتاه مدت ابله ترین آدمیان را روشن فکر و روشن فکران را خانه نشین بنماید. رسانه می تواند ابزاری باشد برای همبستگی و یا جدای طلبی در یک کشور. رسانه می تواند موجب افسایش آگاهی های شهروندی گردد. ...رسانه نمی تواند رسانه نمی تواند عشق و خواسته های میهنی را نابود و یا حتی سبک بشمارد. رسانه نمی تواند برای همیشه اسطوره ها و بزرگان یک کشور را نادیده بگیرد. رسانه نمی تواند در بلند مدت، راستی حقیقتی را پنهان و دروغی را راست جلوه دهد. رسانه نمی تواند برای همیشه آدمهای ناشایست را شایسته جلوه دهد. رسانه نمی تواند یک خواست همگانی را برای همیشه کم اهمیت جلوه دهد. رسانه نمی تواند خواهان پس رفت خواسته های مردمی باشد. رسانه نمی تواند گریزگاهی برای سردمداران یک کشور به خاطر انجام ندادن درست کارهای آنان باشد. رسانه نمی تواند خشونت و بخشش بی اندازه از خزانه کشور را توجیه کند. مک کوایل میزان تأثیر برجستهسازی رسانهها را علی و صد در صدی ندانسته میگوید: «ما نیازمند ترکیبی از تحلیل محتوای برنامههای حزبی، شواهد مربوط به تغییر عقیده در طول زمان در میان گروه خاصی از مخاطبین، تحلیل محتوای نشانگر توجه رسانه به موضوعهای مختلف در دورههای مرتبط و نشانههایی از استفاده مناسب مخاطبان مورد نظر رسانههاست.» به نظر من پیشرفت،تلاش انسان جهت تامین نیازهااست.حال باتوجه به تاریخ معاصرپیشرفت دنیا می توان نتیجه گرفت که هردهه ایی که گذشته نیاز انسان وتلاش جهت رفع آن روبه صعودبوده است.به نظرمن باتوجه به دسترسی اجتماع یافردبه اطلاعات دراین هزاره وحتی باتخصصی کردن وجداسازی تمامی اطلاعات بازهم جهان روبه پیشرفت است که نشان می دهدجامعه نیازمنداست.پس مخاطبان نیزفعالیت بیشتری دارند.

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد..
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.
اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
زندگی همین است!
| Design By : Pars Skin |
